0
0

کارگری پس از چند سال اشتغال در یک واحد کارگری از کارفرما درخواست بازخرید سنوات خدمت و قطع همکاری می نماید که مورد موافقت کارفرما قرار نمی گیرد متعاقبا ، نامبرده با رعایت شرایط مندرج در تبصره ماده ۲۱ قانون کار یعنی تسلیم استعفای کتبی و ادامه همکاری در کارگاه به مدت یک ماہ مستعفی گردیده و با دریافت سالی یک ماه سنوات خدمت به رابطه قراردادی خود با کارفرما خاتمه داده است. مشارالیه بعد از استعفاء و قطع همکاری با کارفرما و اخذ مزایای پایان کار به واحد کار و امور اجتماعی محل مراجعه و تقاضای استفاده از مقرری بیمه بیکاری را می نماید که با طرح موضوع در مراجع حل اختلاف ، این مراجع وی را مشمول مقرری بیمه بیکاری ندانسته اند و شاکی موضوع را از طریق دیوان عدالت اداری پیگیری می نماید مورد سئوال این که با وجود قانونی بودن استعفاء و پیش بینی آن در ماده ۲۱ قانون کار به عنوان موارد قانونی خاتمه قرارداد کار ، دلیل قانونی عدم تعلق مقرری بیمه بیکاری به کارگری که از طریق استعفاء با کارفرما قطع رابطه می کند چیست؟

به استناد ماده ۲ قانون بیمه بیکاری و ماده ۳ آیین نامه اجرایی آن ، بیکار از نظر قانون و آیین نامه بیمه شده ای است که بدون میل و اراده بیکار شده و آماده کار باشد. برابر قسمت اخیر ماده ۳ آیین نامه اجرایی قانون بیمه بیکاری، تشخیص بیکاری بدون میل و اراده و تاریخ وقوع بیکاری بعهده واحد کار و امور اجتماعی محل است.با توجه به مقررات قانونی مزبور که بیکار را به کسی اطلاق می کند که بدون بیا و اراده بیکار شده باشد بنابراین کارگرانی که از کارفرما درخواست بازخریدی نموده و با دریافت سنوات خدمت با واحد ذیربط قطع همکاری می کنند خاتمه کار آنان با کارفرما با میل و اراده محسوب و از این رو مشمول مقرری بیمه بیکاری قرار نمی گیرند و همچنین کارگری که بنابه میل شخصی درخواست استعفاء کرده و مستعفی شناخته می شود گرچه ضوابط قانونی برای استعفاء در تبصره ماده ۲۱ قانون کار پیش بینی شده است اما این امر مانع تلقی استعفاء به عنوان بیکاری بدون میل نمی شود و در این خصوص موضوع استعفاء به عنوان بیکاری بدون میل و اراده در انطباق با تعریف بیکار مقرر در ماده ۲ قانون بیمه بیکاری و ماده ۳ آیین نامه اجرایی آن می باشد.

نمایش 0 نتیجه
پاسخ شما

برای ارسال لطفا ابتدا وارد خود شوید.